آرش کوچولوآرش کوچولو، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 12 روز سن داره
دخملیدخملی، تا این لحظه: 9 سال و 11 ماه و 6 روز سن داره

جوجه های مامان

نه ماه گذشت

آرش جونم پسر قشنگم امروز نه ماهه شدی. به سرعت این ماه گذشت.بزرگ و بزرگتر شدی.شیطون شدی.آقا شدی. حسابی دلبری میکنی.هر کی میبینتت شما رو به بغل دستیش نشون میده.یا ابراز محبت میکنه. با کالسکه که بیرون میبرمت همه برمیگردن نگات میکنن.حتی پسرا.طوری که بابات گفت دیگه بیرون نبریمت تا یه وقت چشمت نکنن. نه ماه تو شکمم بودی،الان نه ماهه که تو بغلم هستی فرشته کوچولوی من. همیشه خدا رو برای داشتنت شکر میکنه نفس مامان. خیلی وقته  میخوام دوباره از زایمانم بگم.ولی هربار یادم میرفت.گذاشتم برای نه ماهگیت. خدا رو شکر وقتی تو شکم مامانی بودی خیلی پسر خوبی بودی.اصلا مامانی رو اذیت نکردی.هر جا میخواستم میرف...
28 آذر 1393

شیطنت های آرش

چند وقته میخوام بیام و از کارای این مدت آرش بگم.ولی طبق معمول همیشه وقت نمیشه. یه عالمه عکسم آماده کردم تا اونارم بذارم.جدا کردن این همه عکس و آماده کردنشم کلی وقت گرفت. چهارشنبه نوزدهم اومدیم خونه بابای همسری. خیلیا دارن میرن کربلا.از فامیلا و آشناهامونم رفتن.مامانم خیلی دوس داشت بره.ولی چون دیر اقدام کرده بود گذرنامش آماده نشد. عمه و پسر عمه م گفتن که میخوان برن کربلا.مامانم آماده شد با هم برن.ما هم با خودمون آوردیمشون ایلام. گفتن با کارت ملی هم اجازه عبور میدن.از ایلام تا مرز مهران ترافیک سنگینی بود.به خاطر همین خودشون ماشین گرفتن تا مرز.مسیر یه ساعته رو شیش ساعته رفته بودن از بس شلوغ بوده. ساعت...
22 آذر 1393

اولین سالگرد وبلاگ

  آرش جون مامان امروز سوم آذر ماه نود و سه اولین سالگرد وبلاگته. یک ساله که دارم از شما و خاطراتت مینویسم.خوشحالم که این وبلاگو برات درست کردم.گاهی اوقات مروری بر خاطراتم میکنم.اگه این وبلاگ نبود خیلی چیزا یادم نمیموند. ایشالا همیشه از شادیها و خوشیها تویوبلاگت بنویسم عزیز دلم. یک سالگی وبلاگت مبارک باشه عزیزم. خیلی دوست دارم نفسم.     ...
3 آذر 1393

چهارمین سالگرد

آرش پسر عزیزم امروز چهارمین سالگرد ازدواجمونه. چهار سال پیش من و بابایی جشن ازدواجمونو برگذار کردیم و زندگیه عاشقانمونو زیر یک سقف شروع کردیم. باور کردنی نیست از روز چهار سال میگذره. به عقب که برمیگردم همه چی مثل یه رویا میمونه. سال گذشته که سومین سالگردمونو گذاشتم شما تو شکم مامانی بودی.امسال کنارمونی هستیو سه تایی باهم جشن میگیریم. همسر عزیزم این روزو بهت تبریک میگم. از خداوند متعال تدوام زندگیمونو خواهانم. خدایا هیچ وقت تو زندگی تنهامون نذار. کمک کن سالیان سال کنار هم به خوبی و خوشی زندگی کنیم. آمین.       ...
3 آذر 1393
1